- Cop/ Fuzz/ Bull/ Copper/ Men in blue/ Pig

پلیس (در اصطلاح عامیانه)

- Donut Shop...

ایستگاه پلیس

- Freeze

ایست

- Bust/ Ice/ Arrest

دستگیر کردن

- Tail somebody

تعقیب کسی توسط پلیس

- Raid

حمله پلیس به یک مکان

- Informant/ Tipster

خبرچین پلیس

- Finger somebody

لو دادن کسی به پلیس

- Bug Somebody's phone/ Tap/ Trace

ردیابی تلفن

- Keep an eye on somebody

کسی را تحت نظر داشتن

- Private Eye/ Eye

کارآگاه خصوصی

- You are under arrest

شما بازداشت هستید

- Question somebody/ Investigate somebody

بازجویی کردن از کسی

- Secret Police

پلیس مخفی

- Lie Low

مخفی شدن از دست پلیس، آفتابی نشدن

- Break Cover

خارج شدن از مخفیگاه

- Break prison

فرار کردن از زندان

- Hand cuff

دستبند

- Siren

آژیر پلیس

- Roger

به گوشم (پای بیسیم)

- Roger that

دریافت شد (پای بیسیم)

- Under Siege

تحت محاصره

- Seize/ Surround

محاصره کردن

- Black and White

ماشین پلیس

- Take hostage

گروگان گرفتن

- Do time

زندانی کشیدن

- You will end up doing time.

آخر و عاقبتت زندانه

- Detention Center

بازداشتگاه

- Reform school

دارالتأدیب

- Sleeper

جاسوس یا قاتلی که در زمان لزوم فعال می شود

- Life- imprisonment

حبس ابد

- Capital punishment

مجازات مرگ

- Amnesty

عفو

- Eye for an eye

قصاص

- Blood money

دیه

- Hit man

آدمکش حرفه ای

- Make the way

بزن کنار

- Can

زندان/ زندانی (اصطلاح قدیمی)

Jail / correctional Center
زندان /باز پروري