dirt
dirt (durt)
n., adj.

۱- چرک، کثافت، شوخ، کالچ، خار، چخ، شوخگنی، پلشتی، کرفتی،...
نجاست، فژگندی
she stepped on sheep dirt
او روی کثافت گوسفند پا گذاشت.
there was a lot of dirt under his fingernails
زیر ناخن‌هایش پر از چرک بود.
how can I get the dirt off my hand?
چطور دست‌هایم را از کثافت پاک کنم؟

۲- گل، خاک (به ویژه خاک باغچه)، گل و لای
they dug the well and piled the dirt in the alley
آنها چاه را کندند و خاک آن را در کوچه انباشتند.
it was raining and the children's boots were covered with dirt
باران می‌آمد و پوتین‌های بچه‌ها از گل‌و لای پوشیده شده بود.

۳- (هرچیز ناخوشایند و تنفرانگیز) پلید، زننده، ناپاک
the dirt of jealousy
پلیدی حسادت

۴- فساد، تباهی، فرومایگی، رذالت، کثافت‌کاری، نامردی، پست فطرتی

there is more dirt to be uncovered at the parliament
در پالمان فساد بیشتری وجود دارد که باید از آن پرده‌برداری شود.

۵- (سخن و نگارش و هنر) مخالف اخلاقیات، هرزه‌نگاری،
هرزه‌گویی، هرزه دهانی، هرزگی
his movies are full of dirt
فیلم‌های او پر از هرزه درایی است.

۶- پشت سر دیگری حرف زدن، غیبت، گناه دیگری را شستن، وراجی،
سعایت، سخن‌چینی، حرف‌های خاله‌زنکی
the dirt they say about him does not deserve an answer
حرف‌هایی که پشت سر او می‌زنند استحقاق پاسخ را ندارد.

۷- (کان طلا) خاکه‌ی زاید (که طلای آن شسته شده است) ۸- خاکی
(در مقابل آسفالته و غیره)
a dirt road
جاده‌ی خاکی
● do someone dirt
(امریکا - خودمانی) به کسی صدمه زدن (از راه هرزه‌درایی یا شایعه
پراکنی)، به ناحق رفتار کردن
● hit the dirt
(خودمانی) خود را به زمین افکندن (مثلا برای احتراز از تیر خوردن)،
(روی زمین) ولو شدن
● throw (fling) dirt at somebody
پشت سر کسی بدگویی کردن