up the wall=عصبانی Exp: Uncle Dave’s constant saturnine expression drove my lively Aunt Pearl up the wall... چهره گرفته و یکنواخت عمو دیو، عمه پیرل سرزنده مرا عصبانی کرد. tawdry=رزق و برق دار، جلف Exp: Marlen’s tawdry taste in clothing was an embarrassment to her boyfriend سلیقه جلف مارلین در لباس مایه شرمندگی دوست پسرش بود
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 1:2 توسط مجید پشنگ پور
|
این وبلاگ سعی در افزایش مهارت درآموختن زبان انگلیسی دستور زبان و لغات مختلف و نحوه صحیح استعمال افعال و لغات انگلیسی را دارد لطفا چنانچه مطلبی در مورد زبان داشتید ارسال تا نمایش داده شود