یکی دیگه از واژه هایی که به نظرم جالب اومد تا در موردش بنویسم واژه ی spoil . این واژه یه کاربرد جالبی داره که تو این پست اشنا میشین
Spoil یعنی لوس کردن (بچه) (it means to allow a child to do or have every thing that they want) مثال: Stop keep saying yes at all time. You’re spoiling him.... انقدر چشم چشم نگو. تو داری لوسش می کنی.
شما می تونین از اصطلاح رایج spoil sb rotten هم به همین معنی استفاده کنین. مثال: They spoiled the child rotten dreadfully and now she’s becoming unbearable. اونا بچشونو به طرز خوفناکی! لوس بار اوردن و حالا داره غیر قابل تحمل میشه.
Spoiled هم یعنی لوس (به عنوان صفت). مثال: Girl A: guess what, I finally worked round the clock to get a used car Girl B: (smirk) used? When I got my first car, it was new Girl A: OUH, spoiled damned brat
A: حدس بزن چی شده! من بلاخره با تلاش شبانه روزی ، یه ماشین دست دوم خریدم. B: (با پوزخند مغرورانه) دست دوم؟ اولین ماشینی که من اونوقت خریدم ، تازه بود. A: اوه چه از خود راضی! (چه لوس- چه دختر لوسی)
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر ۱۳۹۲ ساعت 18:34 توسط مجید پشنگ پور
|
این وبلاگ سعی در افزایش مهارت درآموختن زبان انگلیسی دستور زبان و لغات مختلف و نحوه صحیح استعمال افعال و لغات انگلیسی را دارد لطفا چنانچه مطلبی در مورد زبان داشتید ارسال تا نمایش داده شود