یکی دیگه از واژه هایی که به نظرم جالب اومد تا در موردش بنویسم واژه ی spoil . این واژه یه کاربرد جالبی داره که تو این پست اشنا میشین

Spoil یعنی لوس کردن (بچه) (it means to allow a child to do or have every thing that they want)
مثال:
Stop keep saying yes at all time. You’re spoiling him....
انقدر چشم چشم نگو. تو داری لوسش می کنی.

شما می تونین از اصطلاح رایج spoil sb rotten هم به همین معنی استفاده کنین.
مثال:
They spoiled the child rotten dreadfully and now she’s becoming unbearable.
اونا بچشونو به طرز خوفناکی! لوس بار اوردن و حالا داره غیر قابل تحمل میشه.

Spoiled هم یعنی لوس (به عنوان صفت).
مثال:
Girl A: guess what, I finally worked round the clock to get a used car
Girl B: (smirk) used? When I got my first car, it was new
Girl A: OUH, spoiled damned brat

A: حدس بزن چی شده! من بلاخره با تلاش شبانه روزی ، یه ماشین دست دوم خریدم.
B: (با پوزخند مغرورانه) دست دوم؟ اولین ماشینی که من اونوقت خریدم ، تازه بود.
A: اوه چه از خود راضی! (چه لوس- چه دختر لوسی)